نقد فیشری
میدونم چیزی که میگم قبولش سخته ولی اگر روی مفهوم مطلوبیت دقیق بشیم نرخ ترجیح زمانی نظریهی مطلوبیت بین دورهای فیشر دچار ایراد میشه. فیشر در اونجا عامل ریسک رو حذف میکنه. اونچه در مورد مطلوبیت در پستها قبلی گفتم تلاشی بود برای اینکه توجه رو به این موضوع جلب بکنم. اگر مطلوبیت دقیق تعریف بشه ایراداتی میشه وارد کرد به فیشر. کتاب بارو رو نخوندم ولی گویا بارو نرخ ترجیح زمانی رو صفر درنظر گرفته(شاید با توجه به همین ایراد). ولی موضوع من اینه که کلا این نرخ به معنی مقایسهی دو مطلوبیت بیمعنیه. البته از این دید ما اساسا بعضی از اونچه در دنیای واقعی رخ میده رو نفی میکنیم. ولی چاره چیه؟ وقتی با رویکرد فلسفه وارد میشیم این مشکل وجود داره. من فکر میکنم بهتر بود فیشر روی این موضوع بیشتر مانور میداد. میشه با تعاریف و قیود جدید جلوی موضوع رو گرفت یا تعبیری از موضوع ارایه داد احتمالا ولی وقتی این کار انجام نشده جای نقد بازه.
آخرین نظرات