4 ) برنامه ریزی مرکزی ، راهی که خود را تکذیب می کند

در بخش قبل اشاره کردم که ما تنها یک مسیر تعادلی برای بازار متصور هستیم که از توالی قیمت های تعادلی پویا حاصل می شود . این مسیر لزوما به سمت یک تعادل ایستا حرکت نمی کند . پس از توضیحی کوتاه در رابطه با مسیر های گوناگون و با توجه به شکل به ادامه بحث می پردازیم .

Paths Box
Paths Box

در شکل محور عمودی بیانگر گذر زمان است . مسیر طوسی رنگ مسیر تعادلی است که بازار با توجه به تغییرات در ترجیح مشارکت کنندگان در بازار و دیگر تغییرات در طول زمان طی خواهد نمود . با توجه به توضیحات قبل ما دارای این نبوغ هستیم که بتوانیم این مسیر را پیش بینی نماییم . در نقطه یک برداری را به رنگ سبز و آبی مشاهده می کنید که بیانگر سمت و سویی است که نیرو های بازار در یک لحظه معین میل دارند بازار به آن جهت سوق یابد ( تعادل ایستا ) اگر در طول این بردار حرکت کنیم با توجه به محدودیت ها در نقطه 7 متوقف می شویم که این نقطه نشان دهنده تعادل ایستای بازار است . ولی با توجه به گذر زمان و تغییراتی که اجتناب ناپذیرند با گذر از نقطه 1 به سرعت جهت این فلش تغییر نموده و جهتی دیگر را نشانه می گیرد . پی گیری لحظه به لحظه این بردار ها که هر یک در هر لحظه به یک نقطه تعادل ایستا اشاره دارند ما را به نقطه ی 3 می رساند . این مسیری بود که بازار طی می نماید . حال فرض کنید با علم به وجود این مسیر تصمیم به طی کردن مسیری دیگر می گیریم . یعنی مسیر قرمز رنگ . این مسیر می تواند حاصل یک برنامه ریزی مرکزی باشد که بر خلاف میل بازار به منظور اهدافی گوناگون همچون توسعه و … طی می شود . این مسیر را مسیر وهمی می نامیم و در ادامه به دلایل وهمی بودن آن اشاره می کنیم . نکته ی پر اهمیت در این بحث این است که مسیر طوسی رنگ ( مسیر تعادلی ) لزوما مسیری است که منجر به حداکثر مطلوبیت در هر لحظه و با توجه به محدودیت ها است . این نکته را در ادامه با تفصیل توضیح خواهم داد . شاید ذکر این موضوع مفید باید که در شکل بالا نقطه 7 به قیمتی اشاره دارد که در نظریه خرد نیوکلاسیک معمولا برای تعادل استفاده می شود . ما این نوع تعادل را تعادل ایستا نامیده ایم . همانطور که مشاهده میکنید هیچ دلیلی برای حتمی بودن این تعادل نداریم . مگر اینکه بازار در مدتی در یک مسیر مستقیم ( بدون تغییر در متغیر های برون زا و ترجیحات ) به مسیر خود ادامه دهد که در این صورت امتداد بردار سبز-آبی و خط طوسی رنگ یکی شده و ما بعد از طی زمانی خاص به نقطه ی تعادل نیوکلاسیک یا تعادل ایستا می رسیم . ذکر این نکته از این حیث مفید است که بتوانیم بین مفاهیم مورد بحث تمایز بهتری قایل شویم .

حال به بررسی اصلی این بخش می پردازیم . برای این منظور لازم است در ابتدا به تعریف هدف گذاری بپردازیم . ما مدعی می شویم که هر نوع هدف گذاری تحلیل هزینه – فایده است . البته باید توجه داشت که منظور ما تحلیل هزینه – فایده به شکلی بسیار دقیق و همه جانبه است و برای درک بهتر موضوع این موضوع را صرفا پولی فرض نمی کنیم ( اگر چه می توانیم چنین کنیم ) . در واقع هر هدفی هر اندازه هم که احمقانه به نظر برسد برای خود شخص یا گروه به وضعیتی بهتر ( بهترین وضعیت قابل دستیابی ) اشاره دارد . شما تصور کنید که حتی اگر شخصی دست به خود کشی بزند باز هم در ذهن خود سودی در این کار دیده . به اصطلاح وی صلاح خود را در این دیده . به این معنی که مثلا رنج زیستن برای وی نامطلوبتر از لذت و مطلوبیت بودن بوده . در واقع هر نوع هدف گذاری به نوعی بیشینه سازی مطلوبیت به معنای عام آن تلقی می شود . هدف به معنای نقطه ای خارج از وضعیت کنونی که رسیدن به آن منجر به وضعیتی بهتر خواهد شد به نظر مورد پذیرش است . اگر هر گونه بهتر و بدتری را بتوان با توجه به افزایش و کاهش در مطلوبیت تعریف کرد که این به صورت پیشینی بر ما فرض است ، پس هر نوع هدف گذاری اقدامی به منظور بیشینه سازی مطلوبیت بوده و می توان آن را تحلیل هزینه – فایده در نظر گرفت .

با توجه به این تعریف از هدف و هدف گذاری که به نظر صحیح می رسد ، باید گفت که مسیر طوسی رنگ تنها مسیری است که سود ( مجموع مطلوبیت کسب شده توسط همه افراد جامعه ) را حداکثر می کند . شاید نیاز به توضیح بیشتر باشد . پیشتر گفتیم که مسیر طوسی رنگ تنها مسیر بهینه است . علت این امر تا اندازه ای روشن است . در واقع افراد با توجه به ترجیحات متغیر خود و با توجه به محیط شروع به داد و ستد می کنند و در هر لحظه به جهتی که مبین نقطه ی بعدی بازار در لحظه ی بعد است می رسند . نکته ی مهم در محدودیت ها نهفته است . افراد شناخت ناقصی دارند ( هر یک از افراد همه چیز را نمی داند ) که موجب می شود به بهترین معامله دست نزنند ، آنها لزوما اطلاع دقیقی از تابع ترجیحات خود ندارند تنها به این دلیل ساده که خیلی خوب به جوانب آن نیندیشیده اند ( دقت کنید که نیوکلاسیک ها فرض می کنند که تابع ترجیحات روشن بوده و عقلانیت کامل است ) یا مثلا وقت کافی برای اندیشیدن ندارند . به این ترتیب کاملا ممکن است که مثلا فروض توابع ترجیحات صادق نباشند و ما در نقشه ی ترجیحات فردی سازگاری را از دست بدهیم ، مورد دیگر اینکه افراد شناخت درستی از کالا ها ندارند که از این مورد به عدم تقارن اطلاعاتی یاد می شود ( مثلا فروشنده چیزی را در فروش مخفی می کند ) و مواردی از این دست . حتما باید پرسید که » آیا غیر از این است که این ها به این اشاره دارند که مسیر تعادلی لزوما بهینه نیست ؟ » . این پرسش صرفا از بی توجهی به نفس بازار شکل می گیرد . توجه کنید که افراد به صورت شخصی می توانند انتخاب هایی داشته باشند . آن ها می توانند با صرف هزینه ( زمان و انرژی ) به اطلاعات بیشتری در مورد کالا ها دست پیدا کنند . آن ها می توانند به ترجیحات خود به خوبی بیندیشند که این کار نیز مستلزم هزینه های خود است . در واقع ما با طرح پرسش مذکور ، هزینه فرصت هر کدام از رویداد های به اصطلاح بد ( تعریف بد با توجه به مطلوبیت ) بالا را نادیده انگاشته ایم . این درست است که عدم تقارن اطلاعاتی چیز خوبی نیست و باعث می شود مطلوبیت کمتر افزایش یابد یا حتی کم شود ولی هزینه ی فرصت آن کاری بوده که فردی که در بازار مشارکت داشته تمایلی به انجام آن نداشته . پس مطمینا می توان گفت مثلا صرف انرژی به مقداری خاص نسبت به امید ریاضی ضرری که از بابت عدم تقارن اطلاعاتی متوجه فردی خاص می شده عدم مطلوبیت بیشتری را سبب می شده . به نظر نیاز به توضیح بیشتری در این مورد نیست . به هر حال آنچه اشخاص علی رغم همه ی بد بودن انتخاب کرده اند بهتر از چیزی بوده که انتخاب نشده است . در این جا باید گفت هرگونه هدف گذاری به غیر از آنچه ضامن طی مسیر تعادلی بازار است خودش را نفی خواهد نمود . چرا که اساس هدف گذاری افزایش مطلوبیت و تحلیل هزینه – فایده بود . با توجه به اینکه مسیر بازار بالاترین مطلوبیت را برای مجموع افراد جامعه ایجاد می نماید پس هیچ بدیلی ممکن نیست . بله بازار بی بدیل است . ایراد دیگری که ممکن است به ذهن برسد این است که ما با برنامه ریزی مرکزی و شناخت همه چیز می توانیم در مسیری حرکت کنیم که بهتر از مسیر بازار باشد . در این مورد نیاز به توضیح است . با توجه به طولانی شدن این بخش ادامه را به بخش بعد وا مینهیم .

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s