5 ) پاره ای ابهامات و نتیجه گیری

شاید هنوز به این توضیح نیاز داریم که چرا مسیر تعادلی لزوما بیشترین مطلوبیت را به همراه دارد . دقت کنید که در هر لحظه با توجه به همه محدودیت ها از قبیل ضرفیت محدود اندیشه هر شخص بهترین گزینه را برگزیده . اینکه گزینه ها کافی نیستند و یا شخص چیز هایی را نمی دانسته ( این هر دو یک چیزند ) و از این قبیل ایرادات متوجه این امر نیستند که مطلوبیت امری ذهنی بوده و به هیچ عنوان عینی نیست . یهنی به واقع اگر ثروت مجموع مطلوبیت است پس حتی یک دروغ هم می تواند به افزایش مطلوبیت یک شخص ( نه همه ) کمک کند . ذکر کلمه » دروغ » به این علت می باشد که متوجه باشیم که با موضوعی ذهنی سر و کار داریم . حال شاید با پاسخ گفتن به پرسشی که در پست قبل مطرح شد موضوع بهتر درک شود . همان طور که گفتم مطلوبیت ذهنی می باشد . به این معنی که شخص حتی اگر به نحوی تاسف برانگیز از درک صلاح خود عاجز است ، کاری را انجام می دهد که وی را سرخوش می سازد . برای روشن شدن مثالی می آوریم . بازاری را در نظر بگیرید که در آن افراد دچار ضعف شدید شناختی بوده و انتقال اطلاعات با مشکلات عدیده مواجه است . در این بازار از دید ما که دانای کل هستیم ، افراد دست به معاملاتی اشتباه می زنند . ما از همه چیز مطلع هستیم . اگر بدون آنکه به آن ها این اطلاعات را منتقل کنیم ، صرفا معاملات را به زور ( هر گونه انحراف از میل طبیعی یا مسیر بازار با زور همراه خواهد بود ) به نحوی ترتیب دهیم که اگر آن ها از آن اطلاعات بهرهمند بودند به آن شکل معامله می کردند ، باعث عدم رضایت گروه خواهیم شد . چرا که آن ها نمی دانند چرا ما اینگونه عمل می کنیم . دقت کنید ما عملا سعی کردیم کار درست را انجام دهیم ولی با نارضایتی گروه مواجه شدیم . عدم رضایت با کاهش مطلوبیت همراه است و این یعنی کاهش ثروت . پس ما نتیجه ای خلاف نظر گرفتیم . در مقابل شاید این موضوع را مطرح کنیم که پس می توان به نشر اطلاعات پرداخت . طبیعی ست که نشر اطلاعات هزینه بر است . در عین حال در صورتی که ما اقدام به این عمل نماییم خود نیز به عنوان جزیی از اعضای بازار وارد عمل شده ایم ( با هدف نشر اطلاعات ، طبیعی ست که کسی حاضر نیست هزینه ای بی قایده نماید . پس اگر ما حاضر به صرف هزینه به منظور نیل به نشر بهتر اطلاعات هستیم پس به عنوان نیرویی از نیروهای بازار وارد عمل شده ایم که این خود بازار را تقویت نموده و نفی نمی کند ) . در واقع هر عمل ما به طور عام جزیی از اعمال بازار است . شاید گفته شود که در این صورت ما هر عملی را موجه می دانیم که در جواب باید گفت به واقع ذات اقتصاد اثباتی چنین است . در عین حال شخصا فکر می کنم نفس علم به عنوان عامل شناخت به شکلی دستوری و تجویزی ارزش هایی را در درون می پروراند . از آن جمله اند نفی آنچه حقیقت ندارد . پیشرفت علم در این جهت است . از این حیث علم یک دستور واضح در درون خود دارد . مبارزه با دروغ و تناقض .

به عنوان یک تناقض باید به هدف برنامه ریزی مرکزی اشاره نمود . برنامه ریزی مرکزی مدعی ست که با اطلاع از چیزی که افراد آن را نمی دانند دست به کاری می زند که به نفع همگان است . ولی اشاره شد که ثروت جمع تحت شرایطی دچار ازدیاد می شود که افراد آن را انتخاب کرده باشند . هر آنچه افراد از آن سر باز زنند چیزیست که نمی پسندند . پس نقصان ثروت بوده ( نقصان نسبت به راه حل بدیل ) . پس برنامه ریزی مرکزی آشکارا نفی خود است . دقت کنید که اگر همگان راضی باشند که مدیری بدون آنکه آن ها فکر کنند به جای آن ها بیاندیشد این خود نوعی انتخاب است که تداعی بازار بوده و موجه است . این چیزیست شبیه به استخدام مشاور . ولی اینکه ما با اعمال نوعی انرژی ( به شکلی برون زا ) بازار را مختل کنیم قطعا از رشد ( به معنی افزایش ثروت ) کاسته ایم . چرا که انتخاب بهینه را کنار زده ایم . به هر روی این شعار که با برنامه ریزی مرکزی سود کلی را حد اکثر می کنیم در حد شعار باقی می ماند . در واقع برنامه ریزی مرکزی اگر جدا نمودن مسیر از مسیر بازار باشد حاصلی جز کاهش ثروت نسبت به مسیر بازار ندارد .

بحث در این نقطه به انتها می رسد . در واقع هیچ مسیری به غیر از مسیر بازار متصور نیست . این موضوع پی آمد های زیادی دارد . از جمله محافظه کاری بسیار زیاد . در مطالب بعدی می توان در مورد استراتژی توسعه با استفاده از این چارچوب صحبت کرد . تذکر این مورد ضروری ست که به طور کلی در دیدگاه اتریشی ( دیدگاهی که برای تحلیل چارچوب بحث من را تشکیل داد ) مسایل در سطح بسیار کلی نگریسته می شوند . در واقع راه کار عملی به ندرت از دل این اندیشه به بیرون درز می نماید . در عین حال اتکا به چارچوبی محکم به محقق اقتصاد دان همیشه این اطمینان را می دهد که بتواند حدود کلی جهت درست را با علم و اعتقادی محکم تشخیص دهد . از این حیث فکر می کنم که این بحث ها توضیح واضحات نیست . این ها جان دادن به مفاهیمی هستند که درک درست آن ها به ما قدرت دفاع از اندیشه های درست را می بخشد .

  • طبیعتا این مطالب که گفته شد خالی از ضعف نیست . لطفا هر گونه انتقاد رو صریحا بیان کنید . اگر اشتباه کرده باشم از گفتن اینکه اشتباه کردم ناراحت می شم ولی اجتناب نمی کنم . در عین حال خودم در چند جا استدلال ها رو ضعیف دیدم که سعی می کنم در آینده بحث رو به چالش بکشم .
  • 🙂

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s