اهدافی که برآورده نشد

در متون قبلی که به بررسی تقابل بازار و برنامه ریزی پرداختم ، ایراد های اساسی پیدا شده . هنوز به این ایراد ها به صورت درست واقف نیستم . در واقع ایراد هایی که پیدا کردم به ساختار درونی موضوع مربوط نبود . در واقع من فروضی رو قرار دادم . از اون ها نتایجی رو استنتاج کردم . و به نظر من تا جایی که به استنتاج مربوط می شد خیلی ایرادی وارد نبود . در هر حال متن از این بابت متن مقبولی به نظر می رسه .

ایراد ها اتفاقا در همین استنتاج ها در مواردی به این بر میگرده که من نتیجه ای خاص رو دنبال می کنم ولی با این فروض و در محدوده ی این نظریه به اون نتیجه نمی رسم . در واقع بعضی جاها پرش های منطقی وجود داره . مسیر استدلال قطع شده . مثل بخش آخر که با عنوان نتیجه گیری قرار داده شده . این ها همه به خاطر این بوده که سعی داشتم مسیر رو به نقطه ی خاصی برسونم که منطقا در اون نقطه نبودم .

یکی دیگه از مواردی که به عنوان ایراد مطرح می شه اینه که من در این چارچوب سازی فرض هام همگون نیستن . یعنی فرض هام از پشتبانه فکری یکسانی بیرون نمی آن . یکی از اون ها به شدت تجربیه . اونیکی یه عامل کاملا ذهنیه . دیگری اتفاقی و ابزاریه . این ناهمگونی می تونه ایراد باشه زمانی که در صدد دفاع از صحبت ها بر بیام . ( فرض ها رو از کجا آوردی ، به چه سیستمی معتقدی ؟ ) در واقع ایراد از بابت متدولوژی مطرح می شه .

سومین موضوعی که هست دوباره گویی ست . کل این چارچوب چیز خاصی رو بیان نمی کنه . این کاملا قابل فهمه . در واقع اگر بخش نتیجه گیری رو حذف بکنیم ( که اتفاقا وجود این بخش محل مناقشه ست ) چیز خاصی رو نگفتیم . یعنی به هیچ وجه نرماتیو نبوده بحث . یک بیان از واقعیت که هیچ چیز رو تغییر نمی ده و قدرت پیش بینی هم نداره . در واقع یک بیان بی فایده از حقیقت . توجه بکنید که این حتی پازیتیو هم نیست . یعنی توان توضیح نداره . بلکه صرفا بیان چیزیه که می تونست گفته نشه . این یک ضعف می تونه به حساب بیاد . و البته علاوه بر نقد به نظر من از لحاظ شخصی شکست من در این چارچوب سازی و پرداخت به مساله هم محسوب می شه .

چهارمین نقدی که در پی نقد سوم به ذهن می رسه همین موضوعه که این چارچوب بیشتر از اینکه به ما بینش بده ما رو دچار کور رنگی می کنه .و به ما قدرت تشخیص نمی ده . به محافظه کاری ای افراطی تبدیل می شه . در واقع هر چه هست خوب است . ما هیچ توضیحی بیش از این نداریم . این شاید به اصطلاح نتیجه نرماتیو بحث باشه . که به هر چی اعتقاد داری عمل بکن و هر چی هست بهترینه . این جواب ها اگر چه خرده حقیقتی در اون ها باشه ولی کلی تر از اون هستن که بشه به واقع گفت به کار می آن یا نه .

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s