Antinomics’s Weblog

مقالات حجیم

Posted in روزمره by Peyman on December 14, 2009

چند روز قبل با دوستی صحبت می‌کردم در این مورد که چه لزومی داره مقاله حتما حجیم باشه؟ معیار عجیبیه. نانوشته‌ست البته ولی همه سعی می‌کنن رعایت کنن. مثلا اگر مقاله‌ی شما حرف حسابی داشته باشه ولی 5 صفحه بیشتر نباشه خوب نیست. مقاله باید 50 صفحه باشه. کپی بود هم مهم نیست. یا مثلا طرف داره پایان‌نامه ارایه می‌ده. از اول تا آخر معلوم نیست حرکت جدیدش بالاخره چیه. آخرش هم کلی تعریف و تمجید می‌شنوه و تمام. اصلا اصل تحقیق داره کمرنگ می‌شه گویا. تمام هنر رفته سمت رگرس کردن(در بهترین حالت). نمی‌دونم واقعا اقتصادی‌های این مملکت آیا واقعا قبل از این‌که یک تحقیق رو شروع بکنن سعی می‌کنن به این سوال جواب بدن که اون‌چه انجام می‌دن چه کمکی به کجا می‌کنه؟ یا این‌که به‌هر حال چه کمکی می‌کنه بهشون. آیا انگیزه‌هاشون با اون‌چه وانمود می‌کنن یکیه؟

نرم‌افزار

Posted in Uncategorized by Peyman on December 11, 2009

آیا دلیل خاصی داره که استفاده از متلب(در مقابل استفاده از متمتیکا مثلا) در اقتصاد اینقدر فراگیر شده؟ توان محاسباتیش من شنیدم بالاتره ولی در عوض ترسیم اشکال در متمتیکا بهتره.
(من متمتیکا رو ترجیح می
دم. بهنظرم راحتتره)ی

 

Mathematica*

Matlab**

نقد فیشری

Posted in Uncategorized by Peyman on December 7, 2009

می‌دونم چیزی که می‌گم قبولش سخته ولی اگر روی مفهوم مطلوبیت دقیق بشیم نرخ ترجیح زمانی نظریه‌ی مطلوبیت بین دوره‌ای فیشر دچار ایراد می‌شه. فیشر در اون‌جا عامل ریسک رو حذف می‌کنه. اون‌چه در مورد مطلوبیت در پست‌ها قبلی گفتم تلاشی بود برای این‌که توجه رو به این موضوع جلب بکنم. اگر مطلوبیت دقیق تعریف بشه ایراداتی می‌شه وارد کرد به فیشر. کتاب بارو رو نخوندم ولی گویا بارو نرخ ترجیح زمانی رو صفر در‌نظر گرفته(شاید با توجه به همین ایراد). ولی موضوع من اینه که کلا این نرخ به معنی مقایسه‌ی دو مطلوبیت بی‌معنیه. البته از این دید ما اساسا بعضی از اون‌چه در دنیای واقعی رخ می‌ده رو نفی می‌کنیم. ولی چاره چیه؟ وقتی با رویکرد فلسفه وارد می‌شیم این مشکل وجود داره. من فکر می‌کنم بهتر بود فیشر روی این موضوع بیشتر مانور می‌داد. می‌شه با تعاریف و قیود جدید جلوی موضوع رو گرفت یا تعبیری از موضوع ارایه داد احتمالا ولی وقتی این کار انجام نشده جای نقد بازه.

اوت

Posted in Uncategorized by Peyman on December 6, 2009

برای تطبیق مقاله‌ی سوماناتان و ستی* با مشکلات عدیده‌ای برخورد کردم و دارم عرق می‌ریزم. حاشیه اینکه اگر دیدید من دارم حرفای نهادی‌ و اون هم از نوع من درآوردی می‌زنم بدونید از کجا آب می‌خوره. دو تا موضوع کارم تو ذوق میزنه. یکی اینکه هیچ تجربه‌ای که کارم رو تصدیق کنه ندارم و دوم اینکه نتایج خلاف شهود هم نمی‌گیرم(تا الآن همه چیز عادی بوده). نمی‌دونم اینچنین کاری از اساس درسته یا نه. در واقع فقط دارم یک مدل رو بسط می‌دم.

*Sethi, Rajiv & Somanathan, E, 1996. “The Evolution of Social Norms in Common Property Resource Use,” American Economic Review, American Economic Association, vol. 86(4), pages 766-88, September.

حرکت زیبای جیره‌ی کتاب

Posted in Uncategorized by Peyman on December 5, 2009

سایت جیره‌ی کتاب کار جالبی رو شروع کرده. من توضیح زیادی نمی‌دم. فقط اومدم که اطلاع رسانی کنم که اگر تمایل داشتید به پروژه ملحق بشید. البته کار تا اندازه‌ای هم پیش رفته. بشتابید!

ترجیحات ذهنی

Posted in Uncategorized by Peyman on December 4, 2009

فروض مغفول(فروض دوم و سوم بهطور ضمنی مورد اشاره واقع شدن در متون):


مطلوبیت مفهومی نظری و بدون زمانه. یعنی در لحظه رخ می
ده. مطلوبیت امتداد پیدا نمیکنه.
کالا برای ما تنها از دید مطلوبیت معنی پیدا می
کنه و بدون وجود مطلوبیت کالا بی معنیه.
مطلوبیت آینده به
عنوان کالایی که تابعی از تصورات ماست تعریف می
شه.

افاضات

Posted in Uncategorized by Peyman on October 23, 2009

عقلانیت در اقتصاد، به چه عاملی بستگی دارد؟

به بهینه‌سازی توابع ترجیحات نسبت به قیود. نه به شکل ترجیحات

عکس مربوط به عکس روی جلد آهنگ دیوانه از نارلز برکلی

در باب “اعتراض به سبک آموزش اقتصاد” و ترجمه

Posted in اقتصاد, تخصصی by Peyman on May 19, 2009

پست قبلی در مورد اعتراض به سبک آموزش اقتصاد بود که در صورت تمایل می توانید به صف معترضان از طریق فیس بوک و یا سایت مخصوص این کار ملحق بشید. البته می تونید پیشنهادات خودتون رو هم مطرح بکنید که مثلا چه نوع کتب درسی برای آموزش اقتصاد رو مناسب می دونید و با چه مطالبی. در واقع این جنبش به دنبال جایگزین های مناسب می گرده. البته تا الآن چند پیشنهاد هم هست و از طریق وب سایت می توانید به کتاب‌های مورد نظر دسترسی پیدا بکنید یا برای دریافت اون‌ها اسمتون رو ثبت کنید. من فکر می کنم نقش فلسفه در اقتصاد کمه. خیلی کمه. به همین علت در این حرکت شرکت کردم. پیشنهاد می کنم اگر شما هم به گوشه ای از آموزش اقتصاد معترض هستید به این جنبش کمک کنید. با ثبت نام و پیشنهاد به اون‌ها. من فکر می کنم این حرکت دیده خواهد شد.

دیگر این‌که چند ماهی هست که کم و بیش مشغول ترجمه‌ی اثری هستم از یکی از اتریشی‌های متاخر. من در ترجمه مبتدی هستم و چیز زیادی نمی‌دونم. تنها روی تلاش زیاد حساب باز کردم. ولی موضوع ناراحت کننده‌ای که برام پیش اومده در دلسردی از اثر مورد ترجمه‌ست. احساس می‌کنم کتاب ایراد ساختاری داره(طبق معمول تقریبا تمامی متون اتریشی). مردد هستم که ترجمه رو رها کنم و به فهم خودم از کتاب بسنده بکنم یا نه همین روند ترجمه رو ادامه بدم. البته تلاش‌هایی هم برای بازنویسی کتاب انجام دادم که متاسفانه نتیجه‌ی موردنظر رو به‌همراه نداشته. شیوه‌ام اینطوره که در جداولی روند منطقی کتاب رو بررسی می‌کنم. مثلا استدلال‌ها و اگر فلان آنگاه فلان‌ها. فرض‌ها و از این دست امور. در واقع سعی می‌کنم کتاب رو در یک‌سری نتیجه‌گیری‌های خلاصه شده خلاصه کنم. مشکل اون‌جاست که وقتی شروع به باز‌خوانی این خلاصه‌ها می‌کنم استدلال‌ها خودم رو قانع نمی‌کنند چه برسد به خواننده‌ی اثر. این‌که در استدلال‌ها هم دست ببرم دیگه برام جای سواله. آیا این ترجمه خواهد بود؟ آیا این کار اصولی‌ست؟ اعتراف می‌کنم که گیر افتادم. تقریبا تا وسط کتاب پیش اومدم و حیفم می‌آد کتاب رو کنار بگذارم. دوستانی که دستی در ترجمه دارند این‌طور مواقع چه کردید؟ پیشاپیش از محبتتون ممنونم.

Toxic Textbooks

Posted in اقتصاد, تخصصی by Peyman on May 18, 2009

A new movement (its manifesto is at the bottom of this message) is being launched to encourage universities and schools to use economics textbooks that engage honestly with the real world.

 Recently several prominent economists, including Hodgson and Keen, have publicly called for worldwide student protest to help bring about serious change in academic economics, especially in teaching. Although the circumstances for this have never been so favourable, the problem is how to get protest started up to the point where it becomes self-sustaining and nationally and internationally contagious.

 To this end a website www.toxictextbooks.com has been set up and, more importantly, also a Facebook group http://www.facebook.com/group.php?gid=73911783278 named Toxic Textbooks. The Facebook group is intended to provide the means by which students and others can organize themselves and spread the word.

 Three or four minutes, literally, of help from each of you will give this movement a big kick start. I imagine that most of you, like myself until a few days ago, have had no experience with Facebook. But the thinking is: if it worked for Obama, it might also work for us.

 Most of you are teachers of economics rather than students, and, true, this Facebook group is more likely to be run on the contributions of the many students who we hope will join it. But seeding it and legitimising protest by students is a very important role.

 Joining Facebook and then the group is dead easy. Click http://www.facebook.com . Now all you need to give them is your name, email address and date of birth, which if you request, as I did, they promise not to reveal. Skip the optional rest (no photo required), click and you are signed up – two minutes.

 Now to join Toxic Textbooks, click on “View and edit your profile”. At the very bottom of the screen there should be a toolbar labelled “Applications”. Click on the first icon to the right, a pair of heads, and this takes you to Groups. In the “Search for Groups” box at the top of the page type in Toxic Textbooks and click. A Toxic Textbooks rectangle should appear with a “Join Group” box on right. Click it, and then click “join” again and that’s it.

 When after having become a member and you get to the Toxic Textbooks group page, if you could post something, anything, on the discussion board or on the Wall that would be great.

 If you would encourage a couple of your colleagues or students to join or if you would place links for the movement on your website, that would be better still.

 Thank you for your help,

  Edward Fullbrook

editor

 

Toxic Textbooks 

  Toxic textbooks helped cause the economic meltdown

The current economic meltdown is not the result of natural causes or human conspiracy, but because society at all levels became infected with false beliefs regarding the nature of economic reality. And the primary sources of this infection are the “neoclassical” or “mainstream” textbooks long used in introductory economics courses in universities throughout the world.

 Mass miseducation

Every year these “mainstream” books serve to indoctrinate millions of students in a quaint ideology (perfect rationality of economic agents, market efficiency, the invisible hand, etc.) cunningly disguised as science. This mass miseducation deprives society of the moral and intellectual capacities it needs in order to design and maintain the support systems required by market economies.

 We need new, non-toxic textbooks

More economic catastrophes will befall us and our children if we do not replace these toxic textbooks with non-toxic ones immediately. If decency and good sense prevail in academia, then affecting this reform will not be a problem. But textbook reform will damage many economic faculties and toxic textbook authors. The former will suffer losses to their reputations, the latter to their royalties, which in some cases run to millions of dollars.

 Together, we can overcome these vested interests

Society can therefore expect well-placed and richly-funded strategic resistance to doing the right and necessary thing. The Facebook group Toxic Textbooks http://www.facebook.com/group.php?gid=73911783278 and the website www.toxictextbooks.com exist to help citizens, especially students, mobilize and organize themselves to overcome these vested interests.

رشد اقتصادی و نقص فلسفی آن

Posted in اقتصاد, تخصصی by Peyman on April 19, 2009

در ادبیات اقتصادی، دفاع از اقتصاد اثباتی جایگاهی دیرپا داره. منظور از “اثباتی” در واقع اقتصادیست که از جهت‌گیری امتناع می‌کنه و مخصوصا گزاره‌های اخلاقی رو با اقتصاد مربوط نمی‌دونه. این نوع از اقتصاد که در مقابل اقتصاد “دستوری” قرار می‌گیره صرفا به بررسی برای کشف روابط حاکم میان انسان‌ها در دادوستد می‌پردازه. مثلا اقتصاد اثباتی در بحران مالی اخیر به دنبال علل می‌گرده و سعی می‌کنه از این رهگذر به دانش و فهم ما از رفتار انسان‌ها وسعت بده در حالی که اقتصاد دستوری برای کنترل اقتصاد در مسیر خاصی راه‌کار ارایه می‌ده. این بی‌تفاوتی اقتصاد اثباتی بی علت نیست. اگر کمی اقتصاد مطالعه کرده باشید بی‌شک به علل محافظه‌کاری اقتصادی پی خواهید برد. اقتصاد‌خوانده جماعت بهتر از باقی انسان‌ها به بی‌نتیجه بودن تلاش‌ها پی می‌بره(چرا که جریان پولی رو برای نمونه از بالا نگاه می‌کنه در حالی که خود پول اغلب برای آدمی هدف محسوب می‌شه) و از دید کلان مدرکی برای دفاع از جریانی بر ضد جریان دیگه در دست نداره. این رو گفتم که اگر درگیر اقتصاد نبودید بدونید که اقتصاد اثباتی از سر بی‌حوصله‌گی به بی‌طرفی رای نمی‌ده بلکه موضوع رو با حساسیت تمام دنبال می‌کنه و این بی‌طرفی ریشه در شناخت عمیق فلسفی این جریان داره که در اقتصاد دستوری بسیار کمتر به‌چشم می‌آد.

رشد اقتصادی

با این مقدمه نظرتون رو به تعریف رشد جلب می‌کنم. رشد در اقتصاد یعنی افزایش تولید. و تمامی انسان‌ها این رو گویا اتفاقی خجسته می‌دونن. این‌که هر سال بیشتر از پارسال تولید و به تبع اون مصرف کنیم. این تعریف از رشد خاستگاه فلسفی نداره. از دید متودولوِی اقتصادی به چارچوب فیزیوکرات‌ها پابند نیست و در آخر جهت‌دار بوده و در زمره‌ی اقتصاد دستوری قرار می‌گیره.

اگر خاستگاه فلسفی رو در گرو پابندی به “لذت‌طلبی” بدونیم این رشد متضمن لذت بیشتر نیست چرا که اولا ممکنه افرادی از این رشد ضرر ببینن و ما نمیتونیم میزان ضرر اون‌ها رو با سود مابقی انسان‌ها مقایسه بکنیم(به علت عدم در اختیار داشتن معیار شمارشی برای مطلوبیت که مثلا نمی‌شه گفت من از یک ماجرا 10 واحد ناراحت و شخصی دیگه 3 واحد خوشحال می‌شه) و در ضمن در این ماجرا رضایت نسل‌های آینده محاسبه نشده.

در مورد دوم که پابندی به اصول فیزیوکراسی بود باید گفت اقتصاد از نوعی نگرش سرچشمه گرفته که تا به امروز همچنان زایا بوده و کم‌و‌بیش مورد تاییده. و اون هم اینه که نظم طبیعی حالت درست و بهینه‌ست حتی اگر به ظاهر این‌گونه نباشه. این موضوع اساس مجادلات بسیاری بوده با این حال جریان حاکم بر اقتصاد امروز کم‌و‌بیش مدافع فیزیوکراسیه(در اعماق البته چرا که در هر حال این بحث‌های فلسفی کمتر مورد توجه هستن امروزه) ولی تعریف رشد از این قاعده سر‌باز می‌زنه.

سومی هم که واضح بود(اقتصاد اثباتی که در ابتدا توضیح داده شد).

از دید من تعریف رشد اقتصادی با این توضیحات به شدت ایراد داره و پتانسیل‌های این وجود داره که ما حتی شروع به مدل‌سازی برای اقتصاد بدون رشد بکنیم و نتایج خیره‌کننده رو ببینیم. من به این چارچوب بسیار خوشبینم(با تقریب خوبی پیش‌بینی می‌کنم که نتایج اون در جهت رضایت آدمیه) و البته کار‌هایی هم در این زمینه انجام شده. اقتصاد بدون رشد البته نه به این معنی که رشد بده. بلکه منظور پابندی به اصول کلی‌تریست که به نظم طبیعی از اون یاد می‌شه و نه اعمال قدرت در جهت حصول به نتایج.

 

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.